ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
749
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
كه نيز 1270 مىشود ، مانند اينكه در « مجمع الفصحا » و « شمس التواريخ » نيز وفات وى را در اين سال نوشتهاند ، و در « المآثر و الآثار » و « آثار عجم » و « بدائع و نوادر » و « الذريعة 3 : 197 ش 725 » در سنه 1272 نوشتهاند ، و در « طرائق » 1270 و 1273 هر دو را نقل كرده ، و در « الكنى و الالقاب » نخست 1270 و سپس 72 را آورده ، و بنص مقدمهء ديوان ( ص 27 ) وى دو زن و فرزندان چندى ذكورا و اناثا داشته كه يكى از آنها ميرزا حسن سامانى است كه در ( 1285 ) بيايد . * ( 320 - وفات سيد رضا ، فانى شاعر هندوستانى ) * وى فرزند سيد افضل يا افضل شاه موسوى است كه بنا بر آنچه در « طرائق الحقائق 3 : 88 » و « رياض العارفين » فرموده نسبش به بيست و چند واسطه به حضرت ابراهيم بن الامام موسى الكاظم ( عليه السلام ) مىرسيده كه از هند بايران آمده و در اصفهان ساكن شده و دعواى داشتن علم طب و علوم غريبه مىنموده ، و فرمايد : ندانم چه شد كه با ناصر على گلكار اصفهانى كه نامش ميرزا محمد بوده ملاقات و مقالاتش دست داد تا كار بمباهله كشيد ، و بالاخره سيد افضل در سنه 1197 وفات كرد . و سيد رضاء صاحب عنوان خود از عرفا و شعرا بوده و تخلص فانى مىنموده و اشعارش بسياق ارباب عرفان بوده ، و مرحوم رضا قلى خان هدايت آنها را جمع و ترتيب نموده چنانكه خود در « رياض العارفين » فرموده ، و در اين سال وفات كرده . و اينك اين اشعار بنقل از « رياض » مذكور از او نوشته مىشود : دارد آن لحظه فراغ از غم عالم دل ما * كه سر كوى خرابات بود منزل ما بوى حسرت شنود تا ابد ار بويد كس * هر گياهى كه پس از مرگ دمد از گل ما مپرس از من حديث كفر و دين را * كه من مستم ندانم آن و اين را امينى كو كه با او باز گويم * رموز حضرت روح الامين را بهفتم آسمان برشد چو فانى * بدل كرد آسمان را و زمين را